تبليغاتX
سایبان آرامش ما ماییم

در بن بست هم راه آسمان باز است ، پرواز را بیاموز!

 قصه...

 ميرقصد در باد
گيسوان دختري تنها
ايستاده بر تپه اي بلند
در سرزميني دور
ميتپد در دل
قلب سرخ دختري تنها
ايستاده در سرخي افق
ميچکد اشکي ز شوق و بيم
ز چشم دختري خسته
افتاده بر زمين خشک
ميرقصد در باد
دامني گلگون بر تن دختر قصه

                         

پیوست:

سلام همگی خسته نباشید امیدوارم امتحانات خوب داده باشید.

همه ی ما آدم ها بیش و کم تو زندگی هامون یه سری مشکلات و گرفتاریهایی داریم که ممکن برای خودمون خونوادهامون یا اطرافیانمون باشه که خواه نا خواه ما رو هم درگیر می کنه من همیشه نه اما معولا این اوضاع داشتم و دارم اما حرفم این نیست چیزی که آزارم داد  با وجود گرفتاریهای خودم تهمت هایی بود که از دوست و غیر دوست شنیدم از کسایی که می شناختم و نمی شناختم اما خب از اونجایی که کینه ای نیستم تو این موارد به قول مریم آلزایمر دارم بعضی هاشون فراموش کردم. اما خب برای دو تا شون دو شب فقط گریه می کردم و به خودم می گفتم  که چرا و کی؟ منم کنجکاو شدم بفهم کی بوده همیشه فک می کردم اگه بفهمم چی بهش می گم چه جور برخورد می کنم .

با دوستام هم که دردو دل می کردم جز اینکه می گفتن تو حساسی و اینکه ول کن هیچ جوابی نگرفتم اما خب این بار هم از آدم ها نا امید شدم خیلی سخته بین این همه آدم  زندگی کنی و  کسی حرفت نفهمه اما خب اون موقع که از همه می بری و احساس تنهایی می کنی بازم فقط به خودش پناه می بری و از خودش کمک می خوای.

این بار هم خدا فقط خدا

اما حالا که فهمیدم کی بوده دیگه حتی دنبال دلیلش هم نمی رم وچیزی جز حرف سکوت نمونده .

امتحانات فرصت خوبی بود که از همه ی اون دوستام فاصله بگیرم فکر کنم این جوری بهتره .

 

 

+ تاريخ پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 11:3 نويسنده لیلا |

یادمان باشد

 

یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم

گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

وقت پر پر شدنش ساز و نوایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

یادمان باشد اگر حال خوشی دست بداد

جز برای فرج یار دعایی نکنیم

       
 

پیوست :             

خدایا حتی اگر در هیاهوی روز مرگی تو را از یاد بردم تو مرا فراموش نخواهی کرد

 تو در تمام سختی ها ی زندگی یار منی

خدایا پس با من باش ،آن وقت که می لغزم و می افتم با من باش.

و بگذار ذهن من فقط به سوی فکر تو پرواز کند و بگذار در این هیاهو فقط به تو فکر کند.

 

گر نکوبیم شیشه غم را به سنگ؛

                          هفت رنگش می شود، هفتادرنگ، 

                                                                                           فریدون مشیری

+ تاريخ سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 19:58 نويسنده لیلا |

نامرد

به نامردمان مهر كردم بسي

نچيدم گل مردمي از كسي

 

بسا كس كه از پا در افتاده بود

سراسر توان را زكف داده بود

 

نه نيروش در تن، نه در مغز، راي

دو دستش گرفتم كه خيزد بپاي

 

چو كم كم به نيروي من پا گرفت

مرا در گذرگاه، تنها گرفت ـ

 

بحيلت گري خنجري از پشت زد

بخونم ز نامردي انگشت زد

 

شكستند پشتم نمكخوار گان

دورويان بيشرم و پتيارگان

 

گره زد به كارم سر انگشتشان

تبسم به لب، تيغ در مشتشان

 

ندارم هراسي ز نيروي مشت

مرا ناجوانمردي خلق، كشت

 

محبت به نامرد، كردم بسي

محبت نشايد به هر ناكسي

 

تهي دستي و بيكسي درد نيست

كه دردي چو ديدار نامرد نيست

                                                              مهدی سهیلی

                    

   

 مقدمه
خوشه ستارگان مجموعه‌ای از ستارگان است که با جاذبه گرانشی دو جانبه به یکدیگر پیوسته‌اند. ستارگان هر خوشه ، همزمان و از یک ابر غبار و گاز متولد شده‌اند و بنابراین سن و ترکیبشان مشابه است. ولی نوع این ستارگان متفاوت است، چون جرمهای متفاوتی دارند. این جرم است که چرخه حیاتی ستاره را تعیین می‌کند. دو نوع خوشه وجود دارند: کروی و باز. خوشه‌های کروی پیرترند و در هاله‌ای کروی پیرامون هسته کهکشان راه شیری قرار دارند، ولی خوشه‌های باز جوان تر ، در قرص کهکشان قرار گرفته‌اند. 

                                                          موقعیت خوشه ها

                                     خوشه های کروی زمانی تشکیل شدند که کهکشان

ابری کروی بود.هنگامی که کهکشان  ما به شکل قرص

در آمد ،خوشه های کروی درون هاله ای ،پیرامون هسته

باقی ماندند سپس خوشه ها ی باز در داخل قرص تشکیل شدند

 

خوشه های باز:خوشه باز مجموعه ای از ستارگان سست پیوند است که تعدادشان از کمتر از صد ستاره تا بیش از چند هزار متغیر است.تقریباً1200خوشه باز شناخته شده در کهکشانها وجود دارند که همگی در قرص کهکشان واقعند .معمولا آنها چند سال نوری پهنا دارند و شامل ستارگان گروه اولند که جوان و فوق العاده درخشان هستند .سرانجام ستارگان خوشه های  باز به خاطر اختلالات گرانشی ناشی از سایر اجرام موجود در کهکشان از یکدیگر دور می شوند.                 

خوشه‌های کروی :خوشه کروی مجموعه ای از ستارگان فشرده به یکدیگر است که تعدادشان از دهها هزار تا صدها هزار ستاره متغیر است. خوشه های کروی معمولاً دایره ای شکل بوده و تقریباً 100 سال نوری پهنا دارد. ستارگانشان در مرکز خوشه متمرکز شده اند. تقریباً 150 خوشه کروی شناخته شده در کهکشان ما وجود دارد، که اکثرشان در هاله پیرامون هسته کهکشان قرار دارند. ستارگان خوشه های کروی، پیر و از ستارگان گروه دوم هستند.

 

 

خوشه ستاره‌ای پروین (هفت خواهران)
قدمت این خوشه باز 50 میلیون سال است. با چشم
غیر مسلح ، بصورت مجموعه ای از 6 یا 7 ستاره به نظر می‌آید
تلسکوپ آشکار می‌کند که آن شامل صدها ستاره است.

ام13- در صورت فلکی هرکول
عرض این خوشه 160 سال نوری است، شامل صدها
هزار ستاره است که با جاذبه در کنار همدیگر نگه داشته
شده‌اند. قدمت بسیاری از ستارگانش به 10 م%

 

 پیوست:1: حرفهایی است برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به حرفهایی است که نگفته است.                       

2:چند روز پیش  خیلی دلم گرفته بود از دانشگاه از دوستام از فامیل از همه حتی رفتم پرینت بگیرم فونتی رو که من می خواستم نبود دیگه حوصله نداشتم بگردم برگشتم خونه سر راه دیدم کتابخونه بازه یادم اومد اونا پرینت می گیرن رفتم شاید اونجا اون فونت داشته باشن خلاصه اینکه همین که در باز کردم انگار دنیا رو بهم دادن سارا و سمر اونجا بودن با سمر احوال پرسی کردم پریدم بغل سارا دلم می خواست زار بزنم گریه کنم اما خب خجالت کشیدم و از اونجایی که دوس ندارم کسی اشکام ببینه جلو خودم گرفتم ،اگه اونا رو نمی دیدم معلوم نبود چه حالی داشتم بعد هم هدی پیام داد انگار دنیا رو بهم داده باشن . خلاصه فونت که اونا نداشتن اما خوبیش این شد دوستام دیدم فهمیدم هنوز می شه به آدما امیدوار بود هر چند سمر هم مثل من از دانشگاه و بچه های اونجا دلش حسابی گرفته بود اما خب به قول اون ما ها هم دیگرو داشته باشیم کافیه فدای همتون برم . رویا ی مهربونم تنها کسیه که ازش هیچ خبری ندارم یعنی همه بی خبریم  ،آزی ،سمیه ،گلی ، هدی ،سارا ،سمر ،فاطی گلم با اون دخمل نانازش و خاطره خانم که خیلی وقته از جمع ما دور شده دوستون دارم ،از راه دور همتون می بوسم .

3:راس میگن که زندگی قشنگ نیست ما قشنگش می کنیم ،عشق زیبا نیست ما زیباش می کنیم ،دل هیچکس تنگ نیست ما تنگش می کنیم ،دل هیچکس از سنگ نیست ما سنگش می کنیم .

4:این روزا حال خوشی ندارم همش احساس می کنم آخرای آبان دوباره می خواد تکرار شن ،یادش که می افتم تنم می لرزه .اون همه خوابهای عجیب اون همه دلیل که نشون می دادن تمام بدبختی ها و مشکلاتم کار اوناس و حالا یه دفعه براشون عزیز شدم این جور آدمها حالم به هم می زنن .وقتی تازه فهمیدم که ممکنه این همه  بدبختی و مشکل  کار اونا باشه فقط کارم شده بود گریه و اینکه همه چیز و سپردم به خدا الانم فقط سکوت می کنم  و همه چیز می سپارم به خدا ،خدا خودش از درونم آگاه و عالم به همه چیز به امید خدا.خدایا دوستی هیچکس به اندازه ی دوستی با خودت  لذت بخش و شیرین نیست کمکمون کن که تو اون  راهی قدم برداریم که رضایتت در اونه و دوستی تو رو تا ابد داشته باشیم .

5:بلآخره پروژه رو بردم برای صحافی.تقدیمش کردم به یگانه خواهرم .امیدوارم استاد نمره ی کاملش بهم بده آخه خیلی براش زحمت کشیدم .

6:ایام شهادت حضرت زهرا(س)رو به دوستان تسلیت می گم.به خاطر ایام فاطمیه آهنگ بلوگ عوض کردم .

۷:نمی دونم مشکل وبلاگم چه اگه فونتش یا زمینش رنگش عوض شده ببخشید هر کار کردم درست نشد .

شاد باشید.

+ تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 18:41 نويسنده لیلا |

  هر جا كسي با خاطري خرم نشسته است
در خنده هايش، پرده غم نشسته است
اندوه هم در دل نماند جاودانه
زيرا « غم و شادي » كنار هم نشسته است
شايد نپايد، زانكه شادي چون چراغي
در رهگذار صر صر ماتم نشسته است
هر جا كه ديدم ـ در كنار « شادماني »
« اندوه » در جان بني آدم نشسته است

گوهر خود را مزن بر سنگ هر بی گوهری
                                              صبر کن گوهر فروش قابلی پیدا شود

 پیوست:1:امتحان ارشد برگزار نشد یعنی تاریخ برگزاریش به تعویق افتاد ،همین که شنیدم خدا رو یک دنیا سپاس گفتم نه به خاطر اینکه برم نه هنوز هم نمی تونم برم ،به خاطر اینکه به دوستم ثابت شد من تو رفتن نرفتن و امتحان دادن ندادن اون دخیل نیستم و اینکه اینقدر مسخرم نکنن که خرافاتی هستی ،آخه من یه خوابی دیدم از اونجا مطمئن شدم نرفتم به صلاح تا رفتن البته یه سری چیزای دیگه هم بود که نمی تونستم برم .
2:مریم گلی از دستم دلخور شده دلخور نه یه جورایی عصبانی ،آخه من اون پارچه ای رو که رو در ورودی برای همایش نجوم زده بودن دیدم اما به اون نگفتم نه از عمدی ،آخه روش نوشته بود کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان من چه می دونستم همایش محدودیت سنی نداشته و برای جوانان هم بوده!
آخه اگه می دونستم خودم هم می رفتم .شانس ما رو یه دفعه تو این شهر یه همایش نجومی برگزار شد ما نتونستیم بریم .ببخش مریم جون منم از بچه ها شنیدم دکتر نوروزی اومده بوده .
3:نمی دونم گفتنش درسته یا نه چون می ترسم و این جور نوشتن دردسر داره برام  اما می خوام به خاطر پست هایی که گذاشتم  عشق رو از دید خودم تعریف  کنم .به نظر من عشق و دوس داشتن اگه واقعی ،پاک و حقیقی باشه باعث پیشرفت آدم می شه از همه لحاظ و همچنین نزدیک تر شدن هر چه بیشتر به خدا چون یه وجودی رو دوس داری که خالقش خدا هست پس خالق اون رو هم بیشتراز پیش دوس داری ،اگه غیر این باشه تو رو از دین و زندگی و همه چیز می ندازه پس اون عشق نیست نمی گم هوس چون از این کلمه خوشم نمی آد اما می گم یعنی آدم داره خودش گول می زنه فقط دنبال یه چیزی یا کسی بوده که می خواسته آره فکر کنه منم یکی رو دارم .دیدن فیلمی که فکر کنم قصه دلها اسمش بود یه جورایی باعث شد نظرم بنویسم آخه فیلم مزخرفی بود البته پایانش مزخرف بود آخه آخر سر دختره خودکشی کرد .
می گن زندگی مثه یه رود... گاهی آروم و گاهی خروشان پس سعی کن بفهمی کی آرومه و کی خروشان .اما برای من زندگی همیشه خروشان بوده در عوضش خودم همیشه آروم.

شاد باشید

+ تاريخ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:27 نويسنده لیلا |