تبليغاتX
سایبان آرامش ما ماییم
مرا دوست بدار اندکی ولی طولانی، ویکتورهوگو

                     

                                   

 

1- ديروز سر کلاس پايگاه داده ها استاد درباره انواع پردازش از جمله پردازش موازي و مقايسه سرعتهاي اونا صحبت مي کرد ، بعد نمي دونم به چه دليل بحث افتاد روي سرعت اجسام! و اينکه هيچ چيزي سريعتر از نور نمي تونه باشه بجز جاذبه زمین!!! البته من درست نفهميدم منظور استادمون از اين جمله آخري چي بود ، اما همين بهانه اي شده واسه اينکه يه کوچولو درباره سياهچاله ها بنويسم

2- حتما مي دونين که فضاپيماها و کاوشگرهاي فضايي چطور مي تونن زمين رو ترک کنن ، اونا با غلبه بر جاذبه مي تونن از زمين جدا بشن ، اما اين بيان يه کمي زيادي ساده است ، درواقع فضاپيماها بايد سرعتشون از يه حدي بيشتر باشه تا بتونن از زمين جدا بشن ، به اين سرعت مي گن سرعت گريز . اين جمله رو مي شه اينطور تعميم داد که: هر چيزي براي اينکه بتونه از ميدان گرانشي جسم ديگه اي خارج بشه بايد سرعتي بيش از سرعت گريز اون جسم داشته باشه ، مثلا سرعت گريز از سطح زمين حدود 11 کيلومتر بر ثانيه است


3- الان فرصت اون نيست که درباره سياهچاله ها توضيح زيادي بدم فقط همينو بگم که سياهچاله ها بقاياي (بعضي از) ستاره هايي هستن که به طرز فجيعي منفجر شدن! هر چيزي (حتي نور!) که از يه فاصله معين به يه سياهچاله نزديکتر بشه به دام گرانش سياهچاله مي افته و به اصطلاح مي گن که سياهچاله اونو مي بلعه! اين فاصله رو بهش مي گن «افق رويداد» .


4- اينکه ربط قسمت هاي بالا با هم چي بود و خودمم درست نمي دونم! ولي در مورد ارتباط قسمت هاي 1 و 2 بايد اينو بگم که اگه سرعت گريز زمين به اندازه سرعت نور بود هرچيزي که روي سطحش بود و مي بلعيد! و ديگه اثري از حيات روي زمين وجود نداشت!
 اما در مورد ارتباط قسمت هاي 2 و 3 مطمئن نيستم! يعني مطمئن نيستم که اصطلاح سرعت گريز رو براي سياهچاله ها هم به کار ببرن! به هرحال براي اينکه جسمي بتونه از افق سياهچاله به سلامت خارج بشه بايد سرعتي بيش از سرعت نور داشته باشه که اينم امکان پذير نيست

مریم

+ تاريخ شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 6:40 نويسنده |

 

1- يه مدتيه که من ويندوزمو عوض کردم واسه همين الان فونت فارسي ندارم! يعني درستش اينه که فونت فارسي دارم ولي فارسي ساز ندارم! الان هم واسه آپ کردن يه روش جديد پيدا کردم که از اختراعات خودمه و هنوز ثبتش نکردم!

2- چند وقت پيش يه کشف جديد انجام دادم و به فهرست اختراعات و اکتشافاتم يکي اضافه شد! البته موضوع خيلي مهمي نيست و احتمالا من آخرين کسي هستم که اونو کشف مي کنه ؛ اما به خاطر اينکه خودم بهش پي بردم و از کسي ياد نگرفتم با اجازه مي نويسمش

3- همونطور که مي دونيم تو سيستم فايل NTFS مي شه بعضي از فايل ها رو  به شکل کدگذاري شده (encrypted) نگهداري کرد. فايلهاي کد شده رو مي شه با حذف تيک کنار encrypt... از پنجره خصوصيات(Properties) فايل مورد نظر رمزگشايي کرد
روشهاي ديگه اي هم براي رمزگشايي اين جور فايلها وجود داره مثلا تهيه نسخه پشتيبان از فايل و وارد کردن گواهينامه و کليد خصوصي اون فايل         (Imports  recovery certificate and private key ) تو يه سيستم ديگه و بازيابي (restore) نسخه پشتيبان تو اين سيستم جديد
يه روش ديگه هم استفاده از روشهاي بازيابي و احياي داده هاست (Data Recovery)


4- فرض کنين مي خواين وارد يه حساب کاربري تو ويندوز بشين و پسوردشو ندارين ، معلومه که وارد حساب از پيش تعريف شده Administratore  ويندوز مي شين و پسورد اون حساب رو حذف مي کنين ، منتها در اين صورت همه فايل هاي کدگذاري شده رو از دست مي دين و اين فايل ها ديگه با هيچ کدوم از روشهاي بالا  رمزگشايي نمي شن
براي باز کردن ورمزگشايي اين فايلها تنها راهي که دارين اينه که پسوردي رو که برداشتين به دست بيارين و يه بار ديگه براي اون حساب همون پسورد رو  بذارين
اگه اين کار و هم کردين و فايلها باز نشدن يه بار log off بشين و دوباره با اون پسورد وارد بشين اين بار حتما مي تونين فايلهاي موردنظرتونو رمزگشايي کنين

 مریم

+ تاريخ سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 6:30 نويسنده |

زندگی همیشه تازه است ونمی تواند کهنه باشد ، هر روز و همیشه تازه می

 

شود.ذهن کهنه است و زندگی و ذهن هرگز با هم رودررو نمی شوند،ذهن تکرار

 

 است و زندگی تازه است و هرگز تکرار نمی شود

 

 

+ تاريخ چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 13:38 نويسنده لیلی بانو |

سمبل : دو ماهی که در خلاف جهت یکدیگر شنا می کنند

عنصر: آب

سیاره: نپتون

عضو آسیب پذیر: پاها

روز اقبال : جمعه

اعداد شانس :2 و 6

سنگ خوش یمن : یاقوت کبود

رنگ : سبز روشن

گل : نسرین

حیوان : ماهی

 

اسفندی های عزیز تولدتون مبارک

+ تاريخ چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 9:53 نويسنده لیلی بانو |

 متن قدیم شب

ای میان سخنهای سبز نجومی
برگ انجیر ظلمت
عفت سنگ را می رساند
سینه آب در حسرت عکس یک باغ
می سوزد
سیب روزانه
در دهان طعم یک وهم دارد
ای هراس قدیم
در خطاب تو انگشت های من ازهوش رفتند
امشب
دستهایم نهایت ندارند
امشب از شاخه های اساطیری
میوه می چینند
امشب 
هر درختی به اندازه ترس من برگ دارد
جرات حرف در هرم دیدار حل شد
ای سرآغازهای ملون
 چشم های مرا در وزش های جادو حمایت کنید
 من هنوز
موهبتهای مجهول شب را
خواب می بینم
من هنوز
تشنه آبهای مشبک
 هستم
 دگمه های لباسم
 رنگ اوراد اعصار جادوست
درعلفزار پیش از شیوع تکلم
آخرین جشن جسمانی ما به پا بود
من در این جشن جسمانی موسیقی اختران را
 از درون سفالینه ها می شنیدم
 و نگاهم پر از کوچ جادوگران بود
 ای قدیمی ترین عکس نرگس در ایینه حزن
 جذبه تو مرا همچنان برد
تا هوای تکامل ؟
 شاید
در تب حرف آب بصیرت بنوشیم
زیر ارث پرکنده شب
شرم پک روایت روان است
در زمان های پیش از طلوع هجاها
محشری از همه زندگان بود
از میان تمام حریفان
فک من از غرور تکلم ترک خورد
بعد من که تا زانو
در خلوص سکوت نباتی فرو رفته بودم
دست و رو در تماشای اشکال شستم
بعد در فصل دیگر
کفش های من از لفظ شبنم
تر شد
بعد وقتی که بالای سنگی نشستم
هجرت سنگ را از جوار کف پای خود می شنیدم
بعد دیدم که از موسم دست هایم
ذات هر شاخه پرهیز میکرد
ای شب ارتجالی
 دستمال من از خوشه خام تدبیر پر بود
پشت دیوار یک خواب سنگین
یم پرنده که از انس ظلمت می آمد
دستمال مرا برد
اولین ریگ الهام در زیر پایم صدا کرد
خون من میزبان رقیق فضا شد
نبظ من در میان عناصر شنا کرد
ای شب
نه چه می گویم
آب شد جسم سرد مخاطب در اشراق گرم دریچه
سمت انگشت من با صفا شد

+ تاريخ چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 9:50 نويسنده لیلی بانو |

پروکسيما (Proxima) نزديک ترين ستاره به ماست که 4.22 سال نوري از ما فاصله داره
براي معرفي اين ستاره بهتره اين طور شروع کنم؛
اين ستاره کم نور در صورت فلکي قنطورس (Centaurus) قرار داره ، صورت فلکي
هم که مي دونيم چيه؛ همين شکل هايي که تو آسمون مي بينيم و به اسم دب اکبر و اصغر ، شکارچي ، سنبله و ... مي شناسيم صورتهاي فلکي ان و قنطورس هم يکي از اوناست .
در هر عرض جغرافيايي بعضي از صورتهاي فلکي هميشه بالاي افق هستن يعني در تمام شب هاي سال مي شه اونا رو ديد ، به اين صورتهاي فلکي مي گن « دور
قطبي» ، قنطورس هم جزو صورتهاي فلکي دور قطبي جنوبيه، يعني فقط از نيمکره جنوبي زمين قابل مشاهده است .


شايد بهتر بود براي اولين آپ يکي از صورتهاي دور قطبي شمالي رو معرفي مي کرديم ولي به خاطر اسم وبلاگمون ترجيح داديم اول وجه تسميه شو توضيح بديم .


مي گفتم ؛ پُرنورترين ستاره هر صورت فلکي رو با آلفا مشخص مي کنن بعد از اون هم به ترتيب با (بتا ، گاما ، ...)
آلفاي قنطورس درواقع يه «ستاره سه گانه» است ، يعني اگه با چشم مسلح بهش نگاه کنيم متوجه مي شيم که اين، نه يک ستاره، بلکه سه ستاره نزديک به هم هست
که به هرکدوم يه مؤلفه مي گيم ، دو تا از اين مؤلفه ها پُرنور و سومي يه ستاره کم نوره .
پروکسيما هم همون مؤلفه کم نور ستاره سه گانه آلفاي قنطورس هست ، که چون يه کم از اون دوتاي ديگه به زمين نزديکتره اسمشو گذاشتن پروکسيما(پروکسيموس در زبان لاتين يعني نزديکترين)



مریم

+ تاريخ چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 6:30 نويسنده |