تبليغاتX
سایبان آرامش ما ماییم
مرا دوست بدار اندکی ولی طولانی، ویکتورهوگو

 

به نام حق
به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ... به نام آنكه كلمه را آفريد.
و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم از او بگويم.
سالهاست دچارش هستم. و چه سخت بود بيدلي را ، ساختن خانه اي در دل.
و اين دل بينهايت، چه جاي كوچكي بود براي دل بيتابش.

او رفت و من نشناختمش . در تمام ميخكهاي سر هر ديوار، آواز غريبش را شنيدم
اما نشناختمش. همانگونه كه بغضهاي گاه و بيگاهم را نشناختم.
فقط آنقدر او را شناختم كه در سايه هاي افتاده به كلامش، به دنبال جاي پاي خدا باشم.

اينجا، هر چه هست، جز با صداقت او و كلام و نقشهاي او، حوض بي ماهيست.
شايد مزرعه اي باشد با زاغچه اي بر سر آن
زاغچه اي كه هيچكس جدي نگرفتش .
اينجا را هديه اش ميكنم. به آنكس كه براي سبدهاي پرخوابمان، سيب آورد.
حيف كه براي خوردن آن سيب، تنها بوديم . چقدر هم تنها ...

  

 

 

 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 8:37 نويسنده لیلی بانو |

زمین خرم زماه فروردین است          زسرسبزی جهان خلد برین است

 

 

1:سلام ،سال نو همگی مبارک امیدوارم سالی پر از شادی و سرزندگی برای خودتون و

 

خونوادهاتون باشه

 

2:خیلی وقت بود می خواستم آپ کنم ،اما از شانس من هر دفعه یه کاری پیش میومد،ازخونه

 

 تکونی و پختن نذری گرفته تا پریدن ویندوزو نداشتن فارسی سازو تعطیلات و نداشتنفرصت

 

 مناسب، امیداوارم دیگه  بتونیم زود به زود آپ کنیم.

 

3:خب دوستای خوبم تعطیلات تو دامن زیبای طبیعت خوش گذشته که ان شا الله ،آسمان زیبا

 

 طبیعت سبز...

 

4:بازم کلاسها شروع شده ،اصلا حوصله ی کلاس رفتن رو ندارم  تجربه ثابت کرده خودم

 

بخونم نمراتم بیشتر تا برم سر کلاس و وقتم تلف شه اونم کلاسهایی که بعضی هاشون به خدا

 

ارزش حرف زدن ندارن چه برسه به اینکه بری سر کلاس بشینی.

 

5:این تعطیلات که حسابی آدم رو تنبل میکنه،درس که بی درس از بس غصه ی اینکه درس

 

 نخوندم روخوندم نمی دونم چه جوری گذشت شما ها رو نمیدونم امیدوارم تعطیلات رو خوب

 

گذرونده باشین و حداکثر استفاده ها رو کرده باشین.

 

 

 

 

 

 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 9:3 نويسنده لیلی بانو |

بهترین چیز

 

درمرغزاری پرازگل ،پروانه های زیادی بازی می کردند وازگلی به گلی می

 

 پریدند.درهمین حین سروکله گاوی پیدا شد که ازسراشیب بالا می آمد.پروانه ها

 

به همدیگر گفتند:هرچه سریعترشهدها را بنوشیم ،تا گاو به اینجا برسد بهترین چیز

 

 را با خودمان می بریم.

 

وقتی گاو به نزدیکشان رسید و دید پروانه ها فرار کردند ،با خوشنودی ماغ

 

کشید:آخی،بهترن چیزها را برای من جا گذاشتند!و رفت روی گلهاو گیاهان.

 

 

سرگین غلطانی از گپه فضله ای که گاو به جا گذاشته بود بالا رفت و

 

 پیروزمندانه فریاد زد:درهرصورت همیشه بهترین چیز برای من می ماند!

 

گاهی ممکنه بدترین چیزها برای کسی بهترین چیزها برای دیگران

 

 باشه  .

 

 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 8:52 نويسنده لیلی بانو |

 

آنچه آموخته ام

 

آموخته ام:آموخته ام چیزهای کم اهمیت را تشخیص دهم و سپس آنها را نادیده

 

 بگیرم که باخت در یک نبرد کوچک را به قصد برد در یک جنگ بزرگ

 

 بپذیرم،که زندگی را از طبیعت بیاموزم،چون بید متواضع باشم،چون سرو راست

 

 قامت مثل صنوبر صبور،مثل بلوط مقاوم،مثل رود روان،مثل خورشید با سخاوت

 

 و مثل ابربا کرامت،که اگرمایلم پیام عشق را بشنوم،خود نیزبایستی آن را ارسال

 

 کنم،که ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که به کمترین ها

 

 نیاز دارد،که دو نفرمی توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند ولی آن را متفاوت

 

 ببینند،که کافی نیست فقط دیگران را ببخشیم ،بلکه گاهی خود را نیزباید ببخشیم،

 

که همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند ،اما تمام شادی ها وقتی رخ می دهند

 

 که در حال بالا رفتن از کوه هستند.

 

آموخته ام که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم های عمیقی در قلب کسی که

 

 دوستشان داریم ،ایجاد کنیم ،اما سال ها طول می کشد تا آن زخم ها را التیام

 

 بخشیم.

 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 8:44 نويسنده لیلی بانو |

فروردین

 

سمبل : قوچ                                  

عنصر : آتش

سیاره : مریخ

عضو آسیب پذیر : سر

روز اقبال : سه شنبه

اعداد شانس : 1و9

سنگ خوش یمن : الماس

رنگ : قرمز

 

فروردینی های گل تولدتون مبارک ببخشید با تاخیر بود

 

 

 

 

 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 8:38 نويسنده لیلی بانو |


سلام!
عيدت مبارک!
دلم مي خواد براي تو با قشنگ ترين کلمات دنيا بهترين آرزو  رو کنم ... چي بگم؟!
نمي دونم! بهترين براي تو چي هست؟! ...


1- سال نو مبارک! اميدوارم تعطيلات خوش گذشته باشه و تا آخر سال شاد باشين. من تو اين تعطيلات فهميدم که تحمل ديدن گريه کسي رو ندارم! شايد سوال بشه که چرا اينقدر دير فهميدم! جواب اينه که اصولا اطرافيان من آدماي گريه اي نيستن به همين دليل کم پيش مي آد که من گريه کسي رو ببينم.

2- دو نفر و ميشناسم که هر شب به آسمون نگاه مي کنن براي اينکه به ياد هم باشن. من خودم وقتي به آسمون نگاه مي کنم دنبال صورتهاي فلکي مي گردم! براي همين به فکر افتادم که يکي از صورتهاي زيباي آسمون رو معرفي کنم تا همه اونايي که به هر دليلي شبها به آسمون نگاه مي کنن بيکار نشينن و اين صورت زيبا رو ببينن.

3-  دب اکبر / خرس بزرگ / ursa major
دب اکبر شکلي شبيه به يه ملاقه(آب گردان) داره و هفت ستاره پُرنور اين ملاقه رو مي سازن. اين صورت فلکي براي بيشتر نقاط نيمکره شمالي دور قطبيه و در هر شب سال مي شه اونو ديد. کنار يکي از ستاره هاي دب اکبر يه ستاره کوچيک وجود داره به اسم سُها که البته توي نور شهر فکر نمي کنم با چشم غير مسلح بتونيد ببينيدش.
از دو ستاره آلفا و بتاي دب اکبر مي شه براي پيدا کردن ستاره جُدي استفاده کرد ، به اين صورت که اگه خط راستي بين اين دوستاره رسم کنيم ، امتداد اون از جُدي عبور مي کنه.
ستاره جُدي يکي از ستارگان صورت فلکي دب اصغره که اون رو با اسامي ستاره قطبي و آلفا دب اصغر هم مي شناسن .

 

مریم

+ تاريخ سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 7:53 نويسنده |