تبليغاتX
سایبان آرامش ما ماییم
مرا دوست بدار اندکی ولی طولانی، ویکتورهوگو

تو مادر شقايق
تو دختر بهاري
شبيه عطر ياسي
نسيم بيقراري


چمن چمن گل از تو
بهار، با تو زيباست
تو آن پرنده هستي
که آسمان تو را خواست


تو کيستي که اصلا
تو را جهان نفهميد
زمان زتو گذر کرد و آسمان نفهميد


تو آفتاب مادر
تو نور چشم بابا
که ديده روي اين خاک
کسي شبيه زهرا(ع)؟


+ تاريخ چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 7:44 نويسنده لیلی بانو |

زیبایی در چشمان توست

 

روزی پسربچه ای ازمادرش پرسید:مادرچرا گریه می کنی؟مادربه او گفت:برای اینکه من یک زن هستم .

پسر گفت:من که علتش را نفهمیدم.مادراورا درآغوش گرفت وگفت:هرگزهم نخواهی فهمید.پسر از پدرش پرسید:چرا گاهی اوقات مادر بدون علت گریه می کند؟

پدر گفت:تمام زنها گاهی اوقات بدون دلیل گریه می کنند.اما پسر خیلی دوست داشت واقعا علت آن را بداند.یک شب وقتی خوابیده بود خواب دید که فرشته ای درکنارش نشسته و می خواهد پاسخ سوالش را بدهد.پسر از فرشته پرسید:چرا زن ها به این سادگی گریه می کنند؟

فرشته گفت:وقتی پروردگار زن را آفرید می خواست به نوعی او را خاص گرداند.

پس شانه های او را به قدری قوی کرد که بتواند وزن تمام دنیا را تحمل کند و در عین حال به قدری راحت باشد که به افراد خانواده آرامش بدهد.

درون او را به قدری قوی ساخت که بتواند فرزندی را درون خود پرورش دهد و او را متولد سازد و در عین حال بی مهری های این فرزند را تحمل کند.به زن ثبات قدمی داد که بتواند با وجود تمام مشکلات و موانع به راه خود ادامه دهد و درعین حال در بیماری و خستگی بدون شکایت به مراقبت از اعضای خانواده بپردازد.به او قابلیت عشق ورزیدن به فرزندانش را داد.حتی وقتی فرزندان او را از خود می رانند.به او توانایی داد تا در کنار همسرش باشد حتی اگر همسرش اشتباه کرد بتواند با قلب خود او را مورد حمایت قرار دهد.

به اوآموخت که بداند یک همسر خوب هرگزقصد آزارهمسرش را ندارد.اما ممکن است گاهی اوقات شوهرش به منظور آزمایش توانایی و تحمل و وفاداری او را مورد آزمایش قرار دهد و گرنه هرگز قصد آزار او را ندارد.

و نهایتا به اواشک را داد .این تنها ویژگی خاص اوست که درهرزمانی که فشارهای دیگر بر او زیاد می شود بتواند با اشک ریختن خود را سبک کند.

در واقع زیبایی زن به لباسها و ظاهرش نیست، بلکه به چشمان اوست.زیرا چشمان اشک بارش پنجره ای به قلب اوست.

 

  

 

+ تاريخ چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 7:31 نويسنده لیلی بانو |

 

فصل امتحانات هم بالاخره تموم شد ، خيلي وقت بود مي خواستم آپ کنم ولي درسها اجازه نمي داد . با اين حال الانم هيچي به فکرم نمي رسه جز اينکه:

۱-   اين امتحان آخريو خوب ندادم

۲-  تو اين دوره امتحاناتم بازم يه موضوع جديد درباره خودم کشف کردم! فهميدم که اصلا عرضه تقلب کردن ندارم! يادم نمي آد تو همه سالهاي پر برکت تحصيلم هيچ درسي رو با تقلب پاس کرده باشم ، البته به جز امتحان زمين شناسي سال سوم دبيرستان که همون اول جلسه که سوالا رو توزيع کردن فهميدم صد در صد افتادم! هيچي رو بلد نبودم! ولي وقتي نمره ها اعلام شدن درحاليکه نمره بقيه از 14 يا 15 بالاتر نمي رفت من 19.75 شده بودم!!! تازه در کمال پر رويي اعتراض مي کردم که چرا بيست نشدم؟! معلم صاف و ساده ما هم هيچ وقت نفهميد که همه جوابا رو خودش سر جلسه بهم رسونده!!!

۳- يه چند وقتيه که احساسات پاکم بهم مي گه آيدي ام هک شده!

۴-  کلی پروژه داریم که باید تحویل بدیم و هنوز هیچ کاری نکردیم

۵- یه خصلت ویژه اطرافیان من سوتی دادنه!

۶-  این پست حس ستاره شناسی ندارم باشه واسه بعد

 

مریم

+ تاريخ شنبه دوم تیر 1386ساعت 6:24 نويسنده |

تیر

سمبل :خرچنگ

عنصر : آب

سیاره : ماه

عضو آسیب پذیر : سینه و شکم

روز اقبال : دوشنبه

اعداد شانس : 3و7

سنگ خوش یمن : مروارید

رنگ : نقره ای

حیوان : حیوانات صدف دار

 

تولدتون مبارک

 

 

+ تاريخ جمعه یکم تیر 1386ساعت 16:6 نويسنده لیلی بانو |