تبليغاتX
سایبان آرامش ما ماییم
مرا دوست بدار اندکی ولی طولانی، ویکتورهوگو

نامرد

به نامردمان مهر كردم بسي

نچيدم گل مردمي از كسي

 

بسا كس كه از پا در افتاده بود

سراسر توان را زكف داده بود

 

نه نيروش در تن، نه در مغز، راي

دو دستش گرفتم كه خيزد بپاي

 

چو كم كم به نيروي من پا گرفت

مرا در گذرگاه، تنها گرفت ـ

 

بحيلت گري خنجري از پشت زد

بخونم ز نامردي انگشت زد

 

شكستند پشتم نمكخوار گان

دورويان بيشرم و پتيارگان

 

گره زد به كارم سر انگشتشان

تبسم به لب، تيغ در مشتشان

 

ندارم هراسي ز نيروي مشت

مرا ناجوانمردي خلق، كشت

 

محبت به نامرد، كردم بسي

محبت نشايد به هر ناكسي

 

تهي دستي و بيكسي درد نيست

كه دردي چو ديدار نامرد نيست

                                                              مهدی سهیلی

                    

   

 مقدمه
خوشه ستارگان مجموعه‌ای از ستارگان است که با جاذبه گرانشی دو جانبه به یکدیگر پیوسته‌اند. ستارگان هر خوشه ، همزمان و از یک ابر غبار و گاز متولد شده‌اند و بنابراین سن و ترکیبشان مشابه است. ولی نوع این ستارگان متفاوت است، چون جرمهای متفاوتی دارند. این جرم است که چرخه حیاتی ستاره را تعیین می‌کند. دو نوع خوشه وجود دارند: کروی و باز. خوشه‌های کروی پیرترند و در هاله‌ای کروی پیرامون هسته کهکشان راه شیری قرار دارند، ولی خوشه‌های باز جوان تر ، در قرص کهکشان قرار گرفته‌اند. 

                                                          موقعیت خوشه ها

                                     خوشه های کروی زمانی تشکیل شدند که کهکشان

ابری کروی بود.هنگامی که کهکشان  ما به شکل قرص

در آمد ،خوشه های کروی درون هاله ای ،پیرامون هسته

باقی ماندند سپس خوشه ها ی باز در داخل قرص تشکیل شدند

 

خوشه های باز:خوشه باز مجموعه ای از ستارگان سست پیوند است که تعدادشان از کمتر از صد ستاره تا بیش از چند هزار متغیر است.تقریباً1200خوشه باز شناخته شده در کهکشانها وجود دارند که همگی در قرص کهکشان واقعند .معمولا آنها چند سال نوری پهنا دارند و شامل ستارگان گروه اولند که جوان و فوق العاده درخشان هستند .سرانجام ستارگان خوشه های  باز به خاطر اختلالات گرانشی ناشی از سایر اجرام موجود در کهکشان از یکدیگر دور می شوند.                 

خوشه‌های کروی :خوشه کروی مجموعه ای از ستارگان فشرده به یکدیگر است که تعدادشان از دهها هزار تا صدها هزار ستاره متغیر است. خوشه های کروی معمولاً دایره ای شکل بوده و تقریباً 100 سال نوری پهنا دارد. ستارگانشان در مرکز خوشه متمرکز شده اند. تقریباً 150 خوشه کروی شناخته شده در کهکشان ما وجود دارد، که اکثرشان در هاله پیرامون هسته کهکشان قرار دارند. ستارگان خوشه های کروی، پیر و از ستارگان گروه دوم هستند.

 

 

خوشه ستاره‌ای پروین (هفت خواهران)
قدمت این خوشه باز 50 میلیون سال است. با چشم
غیر مسلح ، بصورت مجموعه ای از 6 یا 7 ستاره به نظر می‌آید
تلسکوپ آشکار می‌کند که آن شامل صدها ستاره است.

ام13- در صورت فلکی هرکول
عرض این خوشه 160 سال نوری است، شامل صدها
هزار ستاره است که با جاذبه در کنار همدیگر نگه داشته
شده‌اند. قدمت بسیاری از ستارگانش به 10 م%

 

 پیوست:1: حرفهایی است برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به حرفهایی است که نگفته است.                       

2:چند روز پیش  خیلی دلم گرفته بود از دانشگاه از دوستام از فامیل از همه حتی رفتم پرینت بگیرم فونتی رو که من می خواستم نبود دیگه حوصله نداشتم بگردم برگشتم خونه سر راه دیدم کتابخونه بازه یادم اومد اونا پرینت می گیرن رفتم شاید اونجا اون فونت داشته باشن خلاصه اینکه همین که در باز کردم انگار دنیا رو بهم دادن سارا و سمر اونجا بودن با سمر احوال پرسی کردم پریدم بغل سارا دلم می خواست زار بزنم گریه کنم اما خب خجالت کشیدم و از اونجایی که دوس ندارم کسی اشکام ببینه جلو خودم گرفتم ،اگه اونا رو نمی دیدم معلوم نبود چه حالی داشتم بعد هم هدی پیام داد انگار دنیا رو بهم داده باشن . خلاصه فونت که اونا نداشتن اما خوبیش این شد دوستام دیدم فهمیدم هنوز می شه به آدما امیدوار بود هر چند سمر هم مثل من از دانشگاه و بچه های اونجا دلش حسابی گرفته بود اما خب به قول اون ما ها هم دیگرو داشته باشیم کافیه فدای همتون برم . رویا ی مهربونم تنها کسیه که ازش هیچ خبری ندارم یعنی همه بی خبریم  ،آزی ،سمیه ،گلی ، هدی ،سارا ،سمر ،فاطی گلم با اون دخمل نانازش و خاطره خانم که خیلی وقته از جمع ما دور شده دوستون دارم ،از راه دور همتون می بوسم .

3:راس میگن که زندگی قشنگ نیست ما قشنگش می کنیم ،عشق زیبا نیست ما زیباش می کنیم ،دل هیچکس تنگ نیست ما تنگش می کنیم ،دل هیچکس از سنگ نیست ما سنگش می کنیم .

4:این روزا حال خوشی ندارم همش احساس می کنم آخرای آبان دوباره می خواد تکرار شن ،یادش که می افتم تنم می لرزه .اون همه خوابهای عجیب اون همه دلیل که نشون می دادن تمام بدبختی ها و مشکلاتم کار اوناس و حالا یه دفعه براشون عزیز شدم این جور آدمها حالم به هم می زنن .وقتی تازه فهمیدم که ممکنه این همه  بدبختی و مشکل  کار اونا باشه فقط کارم شده بود گریه و اینکه همه چیز و سپردم به خدا الانم فقط سکوت می کنم  و همه چیز می سپارم به خدا ،خدا خودش از درونم آگاه و عالم به همه چیز به امید خدا.خدایا دوستی هیچکس به اندازه ی دوستی با خودت  لذت بخش و شیرین نیست کمکمون کن که تو اون  راهی قدم برداریم که رضایتت در اونه و دوستی تو رو تا ابد داشته باشیم .

5:بلآخره پروژه رو بردم برای صحافی.تقدیمش کردم به یگانه خواهرم .امیدوارم استاد نمره ی کاملش بهم بده آخه خیلی براش زحمت کشیدم .

6:ایام شهادت حضرت زهرا(س)رو به دوستان تسلیت می گم.به خاطر ایام فاطمیه آهنگ بلوگ عوض کردم .

۷:نمی دونم مشکل وبلاگم چه اگه فونتش یا زمینش رنگش عوض شده ببخشید هر کار کردم درست نشد .

شاد باشید.

+ تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 18:41 نويسنده لیلی بانو |

  هر جا كسي با خاطري خرم نشسته است
در خنده هايش، پرده غم نشسته است
اندوه هم در دل نماند جاودانه
زيرا « غم و شادي » كنار هم نشسته است
شايد نپايد، زانكه شادي چون چراغي
در رهگذار صر صر ماتم نشسته است
هر جا كه ديدم ـ در كنار « شادماني »
« اندوه » در جان بني آدم نشسته است

گوهر خود را مزن بر سنگ هر بی گوهری
                                              صبر کن گوهر فروش قابلی پیدا شود

 پیوست:1:امتحان ارشد برگزار نشد یعنی تاریخ برگزاریش به تعویق افتاد ،همین که شنیدم خدا رو یک دنیا سپاس گفتم نه به خاطر اینکه برم نه هنوز هم نمی تونم برم ،به خاطر اینکه به دوستم ثابت شد من تو رفتن نرفتن و امتحان دادن ندادن اون دخیل نیستم و اینکه اینقدر مسخرم نکنن که خرافاتی هستی ،آخه من یه خوابی دیدم از اونجا مطمئن شدم نرفتم به صلاح تا رفتن البته یه سری چیزای دیگه هم بود که نمی تونستم برم .
2:مریم گلی از دستم دلخور شده دلخور نه یه جورایی عصبانی ،آخه من اون پارچه ای رو که رو در ورودی برای همایش نجوم زده بودن دیدم اما به اون نگفتم نه از عمدی ،آخه روش نوشته بود کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان من چه می دونستم همایش محدودیت سنی نداشته و برای جوانان هم بوده!
آخه اگه می دونستم خودم هم می رفتم .شانس ما رو یه دفعه تو این شهر یه همایش نجومی برگزار شد ما نتونستیم بریم .ببخش مریم جون منم از بچه ها شنیدم دکتر نوروزی اومده بوده .
3:نمی دونم گفتنش درسته یا نه چون می ترسم و این جور نوشتن دردسر داره برام  اما می خوام به خاطر پست هایی که گذاشتم  عشق رو از دید خودم تعریف  کنم .به نظر من عشق و دوس داشتن اگه واقعی ،پاک و حقیقی باشه باعث پیشرفت آدم می شه از همه لحاظ و همچنین نزدیک تر شدن هر چه بیشتر به خدا چون یه وجودی رو دوس داری که خالقش خدا هست پس خالق اون رو هم بیشتراز پیش دوس داری ،اگه غیر این باشه تو رو از دین و زندگی و همه چیز می ندازه پس اون عشق نیست نمی گم هوس چون از این کلمه خوشم نمی آد اما می گم یعنی آدم داره خودش گول می زنه فقط دنبال یه چیزی یا کسی بوده که می خواسته آره فکر کنه منم یکی رو دارم .دیدن فیلمی که فکر کنم قصه دلها اسمش بود یه جورایی باعث شد نظرم بنویسم آخه فیلم مزخرفی بود البته پایانش مزخرف بود آخه آخر سر دختره خودکشی کرد .
می گن زندگی مثه یه رود... گاهی آروم و گاهی خروشان پس سعی کن بفهمی کی آرومه و کی خروشان .اما برای من زندگی همیشه خروشان بوده در عوضش خودم همیشه آروم.

شاد باشید

+ تاريخ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:27 نويسنده لیلی بانو |

 خانه انسان
 آسمان
لانه مرغ خیال
و زمین
 خانه انسان است
 آسمان با همه بازی خالی است
و زمین با همه تنگی ها پر

                                                      کسرایی

            

 به اونایی که براتون ارزش دارن
 بهترین دوست اون دوستیه که بتونی باهاش روی یک سکو ساکت بشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس کنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی
 ما واقعا تا چیزی رو از دست ندیم قدرش رو نمی دونیم ولی در عین حال تا وقتی که چیزی رو دوباره به دست نیاریم نمی دونیم چی رو از دست دادیم
 اینکه تمام عشقت رو به کسی بدی تضمینی بر این نیست که او هم همین کار رو بکنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش ، فقط منتظر باش تا اینکه عشق آروم تو قلبش رشد کنه و اگه این طور نشد خوشحال باش که توی دل تو رشد کرده
 در عرض یک دقیقه میشه یک نفر رو خرد کرد در یک ساعت میشه یکی رو دوست داشت و در یک روز میشه عاشق شد ،ولی یک عمر طول می کشه تا کسی رو فراموش کرد
 دنبال نگاهها نرو چون می تونن گولت بزنن، دنبال دارایی نرو چون کم کم افول می کنه ، دنبال کسی باش که باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یک لبخند میشه یه روز تیره رو روشن کرد ، کسی رو پیدا کن که تو رو شاد کنه
دقایقی تو زندگی هستن که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که می خوای اونو از رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی
 رویایی رو ببین که می خوای ، جایی برو که دوست داری ، چیزی باش که می خوای باشی ، چون فقط یک جون داری و یک شانس برای اینکه هر چی دوست داری انجام بدی
 آرزو می کنم به اندازه ی کافی شادی داشته باشی تا خوش باشی ، به اندازه کافی بکوشی تا قوی باشی
 به اندازه کافی اندوه داشته باشی تا یک انسان باقی بمونی و به اندازه کافی امید تا خوشحال بمونی
 همیشه خودتو جای دیگران بذار اگر حس می کنی چیزی ناراحتت می کنه احتمالا دیگران رو هم آزار می ده
 شادترین افراد لزوما بهترین چیزها رو ندارن ، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو می برن
 شادی برای اونایی که گریه می کنن و یا صدمه می بینن زنده است ، برای اونایی که دنبالش می گردن و اونایی که امتحانش کردن ، چون فقط اینها هستن که اهمیت دیگران رو تو زندگیشون می فهمن
 عشق با یک لبخند شروع میشه با یک بوسه رشد می کنه و با اشک تموم می شه ،‌ روشنترین آینده همیشه روی گذشته فراموش شده شکل می گیره ، نمیشه تا وقتی که دردها و رنجا رو دور نریختی توی زندگی به درستی پیش بری ،
 وقتی که به دنیا اومدی تو تنها کسی بودی که گریه می کردی و بقیه می خندیدن ، سعی کن یه جوری زندگی کنی وقتی رفتی تنها تو بخندی و بقیه گریه کنن
نیما احرار

                                  

پیوست :۱:راستش یه عالمه حرف دارم اما هر کاری کردم نتونستم بنویسم ،نمی دونم شاید یه روز تو این بلوگ یا یه بلوگ تازه قفل این سکوت شکستم هرچند می دونم گفتنم تسکین این همه درد نیست  اما خوبیش شاید این باشه وقتی کسی می خونه و نظر میده میفهمی تو اشتباه کردی یا نه.
۲:بگذریم اونایی که وبلاگ مریم  خوندن حتما فهمیدن هفته ی پیش اینجا چی شده بود ، راستش گفتن ما دردی رو دوا نمی کنه اما خب این انتخاباتم ارزش داشت چند تا آدم جونشون از دست بدن . تو رو خدا جواب چند تا سنگ دست بچه ها چند تا شیشه شکسته  اینه ؟؟؟؟؟؟؟
۳:امتحان ارشدم هم  نشد برم ، خیلی دلم می سوزه  که نمی تونم برم ....
 

+ تاريخ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:30 نويسنده لیلی بانو |

فریاد

مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم ، خفقان !
من به تنگ آمده ام ، از همه چیز
بگذارید هواری بزنم :
                               _ آی !
با شما هستم !
                             این درها را باز کنید !
.
من به دنبال فضایی می گردم :
لب بامی ،
             سر کوهی،
                          دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم.
آه !
           می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد !

          من به فریاد ،
                         همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد،
مشت می کوبد بر در
پنجه می ساید بر پنجره ها ،
                                    محتاجم.

       من هوارم را سر خواهم داد!
چاره ی درد مرا باید این داد کند
از شما « _ خفته ی چند _! »
چه کسی می آید با من فریاد کند ؟
فریدون مشیری

 

 

 مرگ ستارگان
سه طریق برای مرگ ستارگان وجود دارد. ستارگانی که جرم آنها کمتر از 1.4 برابر جرم خورشید است. این ستارگان در نهایت به کوتوله‌های سفید تبدیل می‌شوند. ستارگانی که جرم آنها بیشتر از 1.4 برابر جرم خورشید است، در نهایت به ستارگان نوترونی و به سیاه چاله‌ها تبدیل خواهند شد. دیر یا زود سوخت هسته ای ستارگان به پایان رسیده و در این صورت ستاره با تراکم خود انرژی گرانشی غالب آمده و این تراکم (رمبش) تا تبدیل شدن الکترونهای آزاد ستاره به الکترونهای دژنره ادامه پیدا می‌کند، که در این صورت ستاره به یک ستاره کوتوله سفید تبدیل شده است. برخی از ستارگان از طریق انفجارهای ابرنواختری به ستارگان نوترونی تبدیل می‌شوند. ستارگانی که بیشتر از 1.4 و کمتر از سه برابر جرم خورشید دارند، به ستاره نوترونی تبدیل شده و آنهایی بیشتر از سه برابر جرم خورشید دارند، عاقبت به سیاه چاله تبدیل می‌شوند. سیاه چاله آخرین مرحله مرگ ستاره می‌باشد.

 

 

خدایا تو بیناتری و شنواتری پس به من بیاموز که بشنوم انچه را باید بشنوم

و به من بیاموز که بدانم بودن یعنی با هم بودن و زیستن یعنی با هم زندگی کردن

تو بی دریغ می بخشی و همراهی می کنی پس به من بیاموز بی دریغ ببخشم تا

از همراهی آنها بهره ببرم .

خدایا تو اولین معلم بشر بودی و هستی

به ما آموختی انسان بودن را

خدایا تو معلم زندگی و عشقی به ما بیاموز همیشه عاشق بودن را 

+ تاريخ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:57 نويسنده لیلی بانو |