|
مرا دوست بدار اندکی ولی طولانی، ویکتورهوگو |
||
|
نامرد به نامردمان مهر كردم بسي نچيدم گل مردمي از كسي بسا كس كه از پا در افتاده بود سراسر توان را زكف داده بود نه نيروش در تن، نه در مغز، راي دو دستش گرفتم كه خيزد بپاي چو كم كم به نيروي من پا گرفت مرا در گذرگاه، تنها گرفت ـ بحيلت گري خنجري از پشت زد بخونم ز نامردي انگشت زد شكستند پشتم نمكخوار گان دورويان بيشرم و پتيارگان گره زد به كارم سر انگشتشان تبسم به لب، تيغ در مشتشان ندارم هراسي ز نيروي مشت مرا ناجوانمردي خلق، كشت محبت به نامرد، كردم بسي محبت نشايد به هر ناكسي تهي دستي و بيكسي درد نيست كه دردي چو ديدار نامرد نيست مهدی سهیلی مقدمه موقعیت خوشه ها خوشه های کروی زمانی تشکیل شدند که کهکشان ابری کروی بود.هنگامی که کهکشان ما به شکل قرص در آمد ،خوشه های کروی درون هاله ای ،پیرامون هسته باقی ماندند سپس خوشه ها ی باز در داخل قرص تشکیل شدند
خوشه های باز:خوشه باز مجموعه ای از ستارگان سست پیوند است که تعدادشان از کمتر از صد ستاره تا بیش از چند هزار متغیر است.تقریباً1200خوشه باز شناخته شده در کهکشانها وجود دارند که همگی در قرص کهکشان واقعند .معمولا آنها چند سال نوری پهنا دارند و شامل ستارگان گروه اولند که جوان و فوق العاده درخشان هستند .سرانجام ستارگان خوشه های باز به خاطر اختلالات گرانشی ناشی از سایر اجرام موجود در کهکشان از یکدیگر دور می شوند. خوشههای کروی :خوشه کروی مجموعه ای از ستارگان فشرده به یکدیگر است که تعدادشان از دهها هزار تا صدها هزار ستاره متغیر است. خوشه های کروی معمولاً دایره ای شکل بوده و تقریباً 100 سال نوری پهنا دارد. ستارگانشان در مرکز خوشه متمرکز شده اند. تقریباً 150 خوشه کروی شناخته شده در کهکشان ما وجود دارد، که اکثرشان در هاله پیرامون هسته کهکشان قرار دارند. ستارگان خوشه های کروی، پیر و از ستارگان گروه دوم هستند. ![]() ![]()
پیوست:1: حرفهایی است برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به حرفهایی است که نگفته است. 2:چند روز پیش خیلی دلم گرفته بود از دانشگاه از دوستام از فامیل از همه حتی رفتم پرینت بگیرم فونتی رو که من می خواستم نبود دیگه حوصله نداشتم بگردم برگشتم خونه سر راه دیدم کتابخونه بازه یادم اومد اونا پرینت می گیرن رفتم شاید اونجا اون فونت داشته باشن خلاصه اینکه همین که در باز کردم انگار دنیا رو بهم دادن سارا و سمر اونجا بودن با سمر احوال پرسی کردم پریدم بغل سارا دلم می خواست زار بزنم گریه کنم اما خب خجالت کشیدم و از اونجایی که دوس ندارم کسی اشکام ببینه جلو خودم گرفتم ،اگه اونا رو نمی دیدم معلوم نبود چه حالی داشتم بعد هم هدی پیام داد انگار دنیا رو بهم داده باشن . خلاصه فونت که اونا نداشتن اما خوبیش این شد دوستام دیدم فهمیدم هنوز می شه به آدما امیدوار بود هر چند سمر هم مثل من از دانشگاه و بچه های اونجا دلش حسابی گرفته بود اما خب به قول اون ما ها هم دیگرو داشته باشیم کافیه فدای همتون برم . رویا ی مهربونم تنها کسیه که ازش هیچ خبری ندارم یعنی همه بی خبریم ،آزی ،سمیه ،گلی ، هدی ،سارا ،سمر ،فاطی گلم با اون دخمل نانازش و خاطره خانم که خیلی وقته از جمع ما دور شده دوستون دارم ،از راه دور همتون می بوسم . 3:راس میگن که زندگی قشنگ نیست ما قشنگش می کنیم ،عشق زیبا نیست ما زیباش می کنیم ،دل هیچکس تنگ نیست ما تنگش می کنیم ،دل هیچکس از سنگ نیست ما سنگش می کنیم . 4:این روزا حال خوشی ندارم همش احساس می کنم آخرای آبان دوباره می خواد تکرار شن ،یادش که می افتم تنم می لرزه .اون همه خوابهای عجیب اون همه دلیل که نشون می دادن تمام بدبختی ها و مشکلاتم کار اوناس و حالا یه دفعه براشون عزیز شدم این جور آدمها حالم به هم می زنن .وقتی تازه فهمیدم که ممکنه این همه بدبختی و مشکل کار اونا باشه فقط کارم شده بود گریه و اینکه همه چیز و سپردم به خدا الانم فقط سکوت می کنم و همه چیز می سپارم به خدا ،خدا خودش از درونم آگاه و عالم به همه چیز به امید خدا.خدایا دوستی هیچکس به اندازه ی دوستی با خودت لذت بخش و شیرین نیست کمکمون کن که تو اون راهی قدم برداریم که رضایتت در اونه و دوستی تو رو تا ابد داشته باشیم . 5:بلآخره پروژه رو بردم برای صحافی.تقدیمش کردم به یگانه خواهرم 6:ایام شهادت حضرت زهرا(س)رو به دوستان تسلیت می گم.به خاطر ایام فاطمیه آهنگ بلوگ عوض کردم . ۷:نمی دونم مشکل وبلاگم چه اگه فونتش یا زمینش رنگش عوض شده ببخشید هر کار کردم درست نشد . شاد باشید.
+
تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 18:41 نويسنده سایبان آرامش
|
هر جا كسي با خاطري خرم نشسته است
گوهر خود را مزن بر سنگ هر بی گوهری پیوست:1:امتحان ارشد برگزار نشد یعنی تاریخ برگزاریش به تعویق افتاد ،همین که شنیدم خدا رو یک دنیا سپاس گفتم نه به خاطر اینکه برم نه هنوز هم نمی تونم برم ،به خاطر اینکه به دوستم ثابت شد من تو رفتن نرفتن و امتحان دادن ندادن اون دخیل نیستم و اینکه اینقدر مسخرم نکنن که خرافاتی هستی ،آخه من یه خوابی دیدم شاد باشید
+
تاريخ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:27 نويسنده سایبان آرامش
|
خانه انسان کسرایی به اونایی که براتون ارزش دارن
۲:بگذریم اونایی که وبلاگ مریم خوندن حتما فهمیدن هفته ی پیش اینجا چی شده بود ، راستش گفتن ما دردی رو دوا نمی کنه اما خب این انتخاباتم ارزش داشت چند تا آدم جونشون از دست بدن . تو رو خدا جواب چند تا سنگ دست بچه ها چند تا شیشه شکسته اینه ؟؟؟؟؟؟؟ ۳:امتحان ارشدم هم نشد برم ، خیلی دلم می سوزه که نمی تونم برم ....
+
تاريخ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:30 نويسنده سایبان آرامش
|
فریاد مشت می کوبم بر در من به فریاد ، من هوارم را سر خواهم داد!
خدایا تو بیناتری و شنواتری پس به من بیاموز که بشنوم انچه را باید بشنوم و به من بیاموز که بدانم بودن یعنی با هم بودن و زیستن یعنی با هم زندگی کردن تو بی دریغ می بخشی و همراهی می کنی پس به من بیاموز بی دریغ ببخشم تا از همراهی آنها بهره ببرم . خدایا تو اولین معلم بشر بودی و هستی به ما آموختی انسان بودن را خدایا تو معلم زندگی و عشقی به ما بیاموز همیشه عاشق بودن را
+
تاريخ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:57 نويسنده سایبان آرامش
|
|