تبليغاتX
سایبان آرامش ما ماییم
مرا دوست بدار اندکی ولی طولانی، ویکتورهوگو

1- دقيقا همين ديروز آخرين امتحان ترم تابستون رو هم دادم ، ميگن وزارت علوم اعلام کرده کلاس هاي ترم جديد همه دانشگاه ها بايد از بيستم شهريور شروع بشه ولي من فکر نمي کنم کلاس هاي دانشگاه ما تا بيستم مهر هم شروع بشه!

2- چون اين روزا مُدم (mode) منفيه! و چون همه دارن از همه طرف بهمون اعتراض مي کنن! (وبلاگ به اين خوبي! چرا اعتراض مي کنين؟!) ، و هم به خاطر يه سري دلايل ديگه که لازم نيست شما بدونين! حس ندارم زياد پست و طولش بدم! بريم سر درس مون! موضوع نطق امروزمون برج هاي خورشيديه!

3- همين اول بگم نخواين که منبع اعلام کنم چون منبع اينايي که مي خوام بگم کاملا ذهنيه! يا بهتره بگم يادم رفته اين چيزا رو از کجا مي دونم!

4- حتما مي دونين برج هاي خورشيدي چي ان؟ اينا همون دوازده ماه سال خورشيدي ان ، قديمي هاي ما ، يکي از معيار هاي اندازه گيري شون «سر برج» بوده! اين دوازده ماه به ترتيب اسم شون اينه: حمل ، ثور ، جوزا ، سرطان ، اسد ، سنبله ، ميزان ، عقرب ، قوس ، جدي ، دلو ، حوت ، که نقطه اول حمل معادل فروردين ماهه .
خوب حالا چرا بهشون ميگن برج هاي خورشيدي؟ الان ميگم! مي دونيم که زمين دور خورشيد مي چرخه! اما چيزي که ما واقعا مي بينيم اين نيست ، ما هم مثل همه نسل هاي گذشته ، چيزي که مي بينيم اينه که خورشيد داره دور سر ما مي چرخه! حالا منجم هاي گذشته لطف کردن حساب کردن ديدن خورشيد هميشه توي يه دايره دور زمين مي چرخه (همون مدار!) بعد اومدن اسم اين دايره رو گذاشتن « دايرة البروج » ، حالا اين برج ها در واقع دوازده  صورت فلکي ان که روي اين دايره قرار دارن و خورشيد در طول سال از اونا مي گذره و هر برج هم همون حدوداي يک ماه طول مي کشه .

 مریم

+ تاريخ جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 7:21 نويسنده |


سلام!
عيدت مبارک!
دلم مي خواد براي تو با قشنگ ترين کلمات دنيا بهترين آرزو  رو کنم ... چي بگم؟!
نمي دونم! بهترين براي تو چي هست؟! ...


1- سال نو مبارک! اميدوارم تعطيلات خوش گذشته باشه و تا آخر سال شاد باشين. من تو اين تعطيلات فهميدم که تحمل ديدن گريه کسي رو ندارم! شايد سوال بشه که چرا اينقدر دير فهميدم! جواب اينه که اصولا اطرافيان من آدماي گريه اي نيستن به همين دليل کم پيش مي آد که من گريه کسي رو ببينم.

2- دو نفر و ميشناسم که هر شب به آسمون نگاه مي کنن براي اينکه به ياد هم باشن. من خودم وقتي به آسمون نگاه مي کنم دنبال صورتهاي فلکي مي گردم! براي همين به فکر افتادم که يکي از صورتهاي زيباي آسمون رو معرفي کنم تا همه اونايي که به هر دليلي شبها به آسمون نگاه مي کنن بيکار نشينن و اين صورت زيبا رو ببينن.

3-  دب اکبر / خرس بزرگ / ursa major
دب اکبر شکلي شبيه به يه ملاقه(آب گردان) داره و هفت ستاره پُرنور اين ملاقه رو مي سازن. اين صورت فلکي براي بيشتر نقاط نيمکره شمالي دور قطبيه و در هر شب سال مي شه اونو ديد. کنار يکي از ستاره هاي دب اکبر يه ستاره کوچيک وجود داره به اسم سُها که البته توي نور شهر فکر نمي کنم با چشم غير مسلح بتونيد ببينيدش.
از دو ستاره آلفا و بتاي دب اکبر مي شه براي پيدا کردن ستاره جُدي استفاده کرد ، به اين صورت که اگه خط راستي بين اين دوستاره رسم کنيم ، امتداد اون از جُدي عبور مي کنه.
ستاره جُدي يکي از ستارگان صورت فلکي دب اصغره که اون رو با اسامي ستاره قطبي و آلفا دب اصغر هم مي شناسن .

 

مریم

+ تاريخ سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 7:53 نويسنده |

                     

                                   

 

1- ديروز سر کلاس پايگاه داده ها استاد درباره انواع پردازش از جمله پردازش موازي و مقايسه سرعتهاي اونا صحبت مي کرد ، بعد نمي دونم به چه دليل بحث افتاد روي سرعت اجسام! و اينکه هيچ چيزي سريعتر از نور نمي تونه باشه بجز جاذبه زمین!!! البته من درست نفهميدم منظور استادمون از اين جمله آخري چي بود ، اما همين بهانه اي شده واسه اينکه يه کوچولو درباره سياهچاله ها بنويسم

2- حتما مي دونين که فضاپيماها و کاوشگرهاي فضايي چطور مي تونن زمين رو ترک کنن ، اونا با غلبه بر جاذبه مي تونن از زمين جدا بشن ، اما اين بيان يه کمي زيادي ساده است ، درواقع فضاپيماها بايد سرعتشون از يه حدي بيشتر باشه تا بتونن از زمين جدا بشن ، به اين سرعت مي گن سرعت گريز . اين جمله رو مي شه اينطور تعميم داد که: هر چيزي براي اينکه بتونه از ميدان گرانشي جسم ديگه اي خارج بشه بايد سرعتي بيش از سرعت گريز اون جسم داشته باشه ، مثلا سرعت گريز از سطح زمين حدود 11 کيلومتر بر ثانيه است


3- الان فرصت اون نيست که درباره سياهچاله ها توضيح زيادي بدم فقط همينو بگم که سياهچاله ها بقاياي (بعضي از) ستاره هايي هستن که به طرز فجيعي منفجر شدن! هر چيزي (حتي نور!) که از يه فاصله معين به يه سياهچاله نزديکتر بشه به دام گرانش سياهچاله مي افته و به اصطلاح مي گن که سياهچاله اونو مي بلعه! اين فاصله رو بهش مي گن «افق رويداد» .


4- اينکه ربط قسمت هاي بالا با هم چي بود و خودمم درست نمي دونم! ولي در مورد ارتباط قسمت هاي 1 و 2 بايد اينو بگم که اگه سرعت گريز زمين به اندازه سرعت نور بود هرچيزي که روي سطحش بود و مي بلعيد! و ديگه اثري از حيات روي زمين وجود نداشت!
 اما در مورد ارتباط قسمت هاي 2 و 3 مطمئن نيستم! يعني مطمئن نيستم که اصطلاح سرعت گريز رو براي سياهچاله ها هم به کار ببرن! به هرحال براي اينکه جسمي بتونه از افق سياهچاله به سلامت خارج بشه بايد سرعتي بيش از سرعت نور داشته باشه که اينم امکان پذير نيست

مریم

+ تاريخ شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 6:40 نويسنده |

پروکسيما (Proxima) نزديک ترين ستاره به ماست که 4.22 سال نوري از ما فاصله داره
براي معرفي اين ستاره بهتره اين طور شروع کنم؛
اين ستاره کم نور در صورت فلکي قنطورس (Centaurus) قرار داره ، صورت فلکي
هم که مي دونيم چيه؛ همين شکل هايي که تو آسمون مي بينيم و به اسم دب اکبر و اصغر ، شکارچي ، سنبله و ... مي شناسيم صورتهاي فلکي ان و قنطورس هم يکي از اوناست .
در هر عرض جغرافيايي بعضي از صورتهاي فلکي هميشه بالاي افق هستن يعني در تمام شب هاي سال مي شه اونا رو ديد ، به اين صورتهاي فلکي مي گن « دور
قطبي» ، قنطورس هم جزو صورتهاي فلکي دور قطبي جنوبيه، يعني فقط از نيمکره جنوبي زمين قابل مشاهده است .


شايد بهتر بود براي اولين آپ يکي از صورتهاي دور قطبي شمالي رو معرفي مي کرديم ولي به خاطر اسم وبلاگمون ترجيح داديم اول وجه تسميه شو توضيح بديم .


مي گفتم ؛ پُرنورترين ستاره هر صورت فلکي رو با آلفا مشخص مي کنن بعد از اون هم به ترتيب با (بتا ، گاما ، ...)
آلفاي قنطورس درواقع يه «ستاره سه گانه» است ، يعني اگه با چشم مسلح بهش نگاه کنيم متوجه مي شيم که اين، نه يک ستاره، بلکه سه ستاره نزديک به هم هست
که به هرکدوم يه مؤلفه مي گيم ، دو تا از اين مؤلفه ها پُرنور و سومي يه ستاره کم نوره .
پروکسيما هم همون مؤلفه کم نور ستاره سه گانه آلفاي قنطورس هست ، که چون يه کم از اون دوتاي ديگه به زمين نزديکتره اسمشو گذاشتن پروکسيما(پروکسيموس در زبان لاتين يعني نزديکترين)



مریم

+ تاريخ چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 6:30 نويسنده |