تبليغاتX
سایبان آرامش ما ماییم
مرا دوست بدار اندکی ولی طولانی، ویکتورهوگو

                                                                  

 

عالم همه در طواف عشق است و دایره دار این طواف حسین (ع) است.

                                                                                                                         

پ.ن:

عزیزم به خاطر تمام مهربونی ها و همراهی کردن هات بینهایت سپاسگذارم .

 

+ تاريخ سه شنبه یکم دی 1388ساعت 20:3 نويسنده لیلی بانو |

به يكديگر عشق بورزيد،اما از عشق بند مسازيد.

بگذاريد عشق دريايي مواج باشد در مبان سواحل روح شما...

با هم بخوانيد و برقصيد و شادمان باشيد،اما بگذاريد هر يك از شما تنها باشد،

همچون سيم هاي عود كه تنها هستند،گرچه با يك نغمه به ارتعاش در مي آيند.

دل هاي خود را به يكديگر بدهيد،اما نه براي نگه داشتن.

زيرا تنها دست زندگي شايسته است دل هاي شما را نگه دارد.

در كنار يكديگر بايستيد،اما نه بسيار نزديك به يكديگر:

زيرا ستون هاي معبد جداي از هم مي ايستند.

و درخت بلوط و درخت سرو در سايه هم نمي بالند.

 

جبران خليل جبران

                                                                                 باران عشق 

 

پ.ن:

امروز 17، شمارش شروع شد. ميگفتند وقتي ميخوايد درختي ببريد تو فصل سرما اين كار انجام بديد كه درخت زنده و سرسبز نيست اما درختي كه من كاشتم و پرورش دادم تو اين فصل ها سرسبزتر از هميشه هست.

هميشه تو تصمیم هاي مهم زندگيم دل و عقلم يكي بودن هر جا هم دلم مصمم تر بود عقلم ياري ميكرد و دليل مياورد.اما اين بار ديگه يكي نيستند به اندازه كافي به حرف دل بودم ديگه ميخوام اين تقابل پايان بدم .بينهايت برام سخته اونقدر كه حتي نميتونم در موردش فكر كنم فقط اميدوارم و منتظر كه شايد...

utopia  نازنین من دعا کن اشتباه نکرده باشم .

پروردگارا ياريم كن آنچه را دانسته يا ندانسته ميشكنم دل نباشد.

 

من شادم و لبخند ميزنم . و ميخوام شما هم شاد باشي و لبخند بزني حتي اگه..

 

+ تاريخ سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 19:41 نويسنده لیلی بانو |

 

نايافته

گفتي كه:

             -چوخورشيد ،زنم سوي تو پر.

چون ماه،شبي مي كشم از پنجره سر!

اندوه كه خورشيد شدي،

                                   تنگ غروب!

افسوس، كه مهتاب شدي

                                   وقت سحر!

 

فريدون مشيري

پ.ن:

 

+ تاريخ پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 21:35 نويسنده لیلی بانو |

  

   

یک شبي مجنون نمازش را شکست 

 بي وضو در کوچه ليلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

 فارغ از جام الستش کرده بود

سجده اي زد بر لب درگاه او

پُر ز ليلا شد دل پر آه او

گفت يا رب از چه خوارم کرده اي

بر صليب عشق دارم کرده اي

 جام ليلا را به دستم داده اي

وندر اين بازي شکستم داده اي

 نيشتر عشقش به جانم مي زني

دردم از ليلاست آنم مي زني

 خسته ام زين عشق، دل خونم نکن

من که مجنونم تو مجنونم نکن

 مرد اين بازيچه ديگر نيستم

اين تو و ليلاي تو… من نيستم

 گفت اي ديوانه! ليلايت منم

در رگ پنهان و پيدايت منم

 سالها با جور ليلا ساختي

من کنارت بودم و نشناختي

عشق ليلا در دلت انداختم

صد قمار عشق يکجا باختم

کردمت آواره صحرا نشد

گفتم عاقل مي شوي اما نشد

 سوختم در حسرت يک يا ربت

غير ليلا بر نيامد از لبت

روز و شب او را صدا کردي ولي

ديدم امشب با مني گفتم بلي

مطمئن بودم به من سر مي زني

در حريم خانه ام در مي زني

حال اين ليلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بي قرارت کرده بود

 مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو ليلا کشته در راهت کنم

 

منسوب به مرتضی عبداللهی                                  

 

پ.ن:

تا شهریور ۸۸ همه چیز بایگانی شد.

 

+ تاريخ جمعه یکم آبان 1388ساعت 11:46 نويسنده لیلی بانو |

مردان در صید عشق به وسعت نامنتهایی نامردند

همین که مطمئن به تسخیر قلب زن شدند،

مردانگی را در کمال نامردی به جا می آورند.

دکتر شریعتی

پ.ن:

 

+ تاريخ جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 9:15 نويسنده لیلی بانو |

انتظار

ثانيه هارو نشمار واسه كسي كه رفته

خوب ميدونم عزيزم، دوريش واست چه سخته

اما كسي كه رفته، برگشتنش تو خوابه

بايد كه باورت شه، آرزوهات سرابه

كجا ميخواي بري و دنبال اون بگردي

چرا تورو نخواستش ؟ تو كه بدي نكردي‌؟

ارزش اون چشاتو با گريه پائين نيار

حروم نكن روزاتو با حسرت و انتظار

خودش كه نيست خيالش پس چرا زنده باشه

اون كه پي بهونه ست بهتره بره جدا شه

رفت تورو تنها گذاشت خواست غمتو ببينه

تو هم دعا كن براش به روز تو بشينه

 سهم تو نبوده، به پاي اون بسوزي

اميد نداشته باشي كه برگرده يه روزي !

 نفرين نكن بدون كه خدا هواتو داره

يه روز تو سرنوشتش درد، تو دلش ميذاره

                                                             

 

پ.ن:

+ تاريخ جمعه دهم مهر 1388ساعت 15:37 نويسنده لیلی بانو |

کاغذ سفید را هر چه قدر هم که تمیز و زیبا باشد کسی قاب نمی گیرد ،  


برای ماندگاری در ذهن ها باید حرفی برای گفتن داشت. 

باران

پ.ن:پروردگارا خوشحال و سپاسگزارم 

+ تاريخ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 16:51 نويسنده لیلی بانو |

راه،آب

پ . ن:همیشه فکر میکردم اشتباه کردم و دنبال نیتش بودم که خیر بود یا نه اما مهم نیست نیت دیگران خوب یا بد مهم اینه که قدم درست برداری و اونجور که یاد گرفتی عمل کنی و هیچ قضاوت خوب و بدی نداشه باشی اینجاهست که قلبت آروم میشه. رویای هستم اما هیچوقت دوس ندارم خودم گول بزنم به خودم دروغ بگم،ایمان پیدا کردم تصمیمم اشتباه نبوده.

این روزها کار چه سخت شده و چه چیزها که نمیبینی ونمیشنوی. دیگه حتی سایبان هم جذاب نیست.

این ترانه یه حس خاص داره برای من شاید چون

قنوت بسته آسمون به قامت ستاره
رو بوم کعبه ربنا نفس نفس می باره
اگه که سبزه فدک اگه می چرخه فلک
اگه خدا نسیمشو سپرده به قاصدک
بهونه ی تمومشون مهر علی و زهرا ست

+ تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 21:10 نويسنده لیلی بانو |

    طوبای محمد

بر عالم سرما زده گرما دادند

خورشیدترین.. ترا به دنیا دادند

با سجده و سجاده چهل روز گذشت

تا عاقبت آن سیب خدا را دادند

مفهوم حقیقی حیاتی بانو!

با تو به زمین معنی ومعنا دادند.....

علیرضا لک

 

پ.ن: تولد بانوی مهر و روز زن بر تمام دختران و بانوان ایران زمین مبارک باشه.

 

+ تاريخ شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 18:46 نويسنده لیلی بانو |

بیلچه ی قرمزرا برداشت

 شروع به کندن زمین کرد

 قرمز:عشق،نفرت،خشم !

به بلندی قبر! نه

عمقی کمتر دلش میطلبید آخر مهربان و عاشق بود  

اشک و لبخند

از برای حاصلش که عشق و قلبی خسته و بیمار

 به خود که آمد

پر شده بود از گذشته ،خاطرات

بدرود گفت  با دلی شکسته و امیدوار

و عشق را...

گذر عمر..

پ.ن:سه سال داره میشه چهار سال سخت گذشت، خیلی تو این سالها آدمهایی بودن که بهشون ایمان داشتم حتی اگه میگفتن بمیر براشون میمردم و جون میدادم اما بتی رو که ازشون ساختم خودشون شکستن و برای شکستن هر کدومشون بیشتر از هر کسی من رنج کشیدم هیچوقت شبها و روزهایی که اشک همدم و مونس شده بود رو فراموش نمیکنم به خدا سخته.

خدای خوب و مهربانم  کمکم کن حرفی نزنم که به کسی بر بخوره و یا دلی را بشکنم .

دوستای وبلاگی خواستن من شاد باشم.چشم.

برای دوستای گلم که امتحاناشون شروع شده آرزوی موفقیت دارم و برای بهترینم سمیه ی مهربونم و هدی نازنینم و سمائی ها ،دوستتون دارم

+ تاريخ یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 17:25 نويسنده لیلی بانو |

 

 و کسی می گوید

 سر خود بالا کن 

 به بلندا بنگر

به بلندای عظیم

 به افق های پر از نور امید

و خودت خواهی دید

و خودت خواهی یافت

خانه ی دوست کجاست

خانه دوست در آن عرش خداست

خانه ی دوست در آن قلب پر از نور خداست

و فقط دوست ، خداست ...

وفقط دوست ،خداست

پ.ن:

یه عالمه حرف داشتم و جمع کرده بودم که بنویسم اما با هر حرفی مینویسم برداشتی دیگه میشه.

سه وبلاگم تعطیل کردم الا سایبان،لیلا و دلش با سایبان میماند تا آخر اگه عمری باشد.

خسته شدم از همه چیز حتی از این زندگی توزیع زندگی اریب و ناعادلانه هست.

 

+ تاريخ جمعه یکم خرداد 1388ساعت 18:6 نويسنده لیلی بانو |

 به دنبال مرگ مي گشتم ...

شهر به شهر، كوي به كوي، خانه به خانه

و صاحب خانه اي خوابم را با نهيبش آشفته كرد ...

كه چه نشستي كه اكنون بر مقبره ات سنگ مي كوبند

 گفتم چه خوب كه بعد از اين، طعم زندگي بس شيرين است و گوارا

اي تو ... اي بذر نهال هستي ...

اگر زنده اي دعاي خيرت را بدرقه راهم ساز ...

اگر هم مردگي را تجربه مي كني،

بيا با هم زنده شويم كه گويند زندگي زيباست

سایبان آرامش 

پ.ن:

نمیدونم چرا این متن گذاشتم یا شاید میدونم، این هفته ها کارم طلب مرگ بود،زندگی سخت و ملال آور شده بود بازم هیشکی نتونست حرفم بفهمه و بالا خره هم مثل همه ی دفعه های پیش به حرف دلم گوش دادم و مثل همیشه عقلم به یاری دلم شتافت دلایلی معقول و نا معقول ردیف کرد و گفت که نمی شه حرف باید حرف دل باشه امروز که دلم بالاخره حرفش زد خودم تو رنج و ناراحتی افتادم چرا من باید همیشه نگران همه باشم الا خودم چرا هیشکی نگران رفتارش با من نبود و نیست حالم از این همه خودخواهی ها و غرورهای کاذب آدم ها بهم میخوره.

خدا کنه اشتباه نکرده باشم و پشیمون نشم که راه بازگشتی نیست.

این قسمت ترانه رو خیلی دوست داشتم .

دیگه گریه نکن،آخه اشک تو باعث شادیه اونه

 

+ تاريخ یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:0 نويسنده لیلی بانو |

Happy new year

O improver of the hearts and eyes

O regulator of the day and night

O changer of the year and conditions

 Change our condition into its best

پ.ن:

با وجود خاطرات تلخ فراوان تو این سال اما از رفتنش دلم میگیره

آموختم دلی را نشکنم اگر چه دلم رو بارها شکستند.

کسی روا نرنجانم اگر چه بارها رنجیدم، جز اشک پنهانی و درد و دل با خدا هیچ نگفتم

مهربان باشم اگر چه نامهربانی دیدم چرا که مهربانی کلید شاد بودن است

دوست داشته باشم و عاشق زندگی کنم چرا که بها و سودی  ندارد جز شاد بودن.

 سال نو مبارک با آرزوی بهترین ها برای همه

+ تاريخ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 14:53 نويسنده لیلی بانو |

 

 

 

Happy Birthday to you

Happy Birthday dear M0zhgan

Dear M0zhgan

Happy Birthday to you

 

پ.ن:

با اینکه هم شهری نبودیم و  نمی شناختمت اما محبت بی دریغت من شرمنده کرد مهربونم

با آرزو ی بهترین ها تو مهربون24 اسفند

تولدت مبارک

 

+ تاريخ جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 15:41 نويسنده لیلی بانو |

دخترك

سبزچشم ،گيسو طلا

فصل كامل باش ها به پايان رسيد

من با توام براي هميشه

7+17 ساله شدم

 مبارك باشه

اين همه هفت

7 مارس،7 جمادي الثاني 17 اسفند

 سالی مضرب هفت

با يه عالمه شماره هاي 7 تايي و خاطرات هفتایی

پ.ن:

۱:اين اولين پست تولدي كه رسماً برا ي خودم گذاشتم.

دو سال گذشته رو دو دوست برام پست تولد گذاشتن

۲:ميدونم هيچوقت به وب من سر نمي زنيد .

اما با وجود فاصله هايي كه بينمون هست بايد بگم من هيچوقت مهربوني ها رو فراموش نمي كنم

پست هاي شما رو تو ادامه مطالب گذاشتم كه بدونيد قدر شناس لطف و مهربونيتون هستم و خواهم

 بود.

۳:همه چیزتغییر کرده حتی افکارم.

۴:این پست به خاطر تولدم

کامنتدونیش تاییدی نداره 

 


ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 0:17 نويسنده لیلی بانو |

اگر آدمي شاد باشد حتما كساني را شاد نموده است

 و اگر غمگين باشد، كسي را غمگين كرده است

مولوي

 

پ.ن:

خدايا چه كم شدن تعداد آدم هايي كه من  شادشون میکردم

خدايا من ياري كن كه از روي ظاهر آراسته يا....كسي قضاوت نكنم

چرا كه زيبايي در درون آدمها نهفته شده  و من چه اشتباهها که نکردم

و البته تاوان همه رو هم خیلی سنگین پرداختم.

سايبان من 2 سال رو پشت سر گذاشت

سايبان آرامشم تولدت مبارك

 

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org 

+ تاريخ پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 21:0 نويسنده لیلی بانو |

سمبل : دو ماهی که در خلاف جهت یکدیگر شنا می کنند

عنصر: آب

سیاره: نپتون

عضو آسیب پذیر: پاها

روز اقبال : جمعه

اعداد شانس :2 و 6

سنگ خوش یمن : یاقوت کبود

رنگ : سبز روشن

گل : نسرین

حیوان : ماهی

 

اسفندی های عزیز تولدتون مبارک

+ تاريخ چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 9:53 نويسنده لیلی بانو |