تبليغاتX
سایبان آرامش ما ماییم - انتظار ...
مرا دوست بدار اندکی ولی طولانی، ویکتورهوگو


انتظار تلخ
 
یك سال بدون تو گریستم
یك سال به دیگری نگاه نكردم
یك سال به جز تو به هیچكس فكر نكردم
به امید اینكه تو بیایی
یك سال فقط از تو گفتم
یك سال هر ثانیه صدایت زدم
یك سال چشم به راهت بودم
به امید اینكه تو بیایی
یك سال هر روز خودم را گول زدم
یك سال به خودم وعده فردا را دادم
یك سال همه جا تو را می دیدم
به امید اینكه تو بیایی
یك سال خیابانها را در پی تو جستجو می كردم
یك سال به امید دیدن لحظه ایی تو از خانه بیرون زدم
یك سال هر عشقی را پس زدم
به امید اینكه تو بیایی
یك سال هر روز فال گرفتم و جز تو چیزی در فنجان خالی ندیدم
یك سال با خیال واهی تو آرامش می گرفتم
یك سال بدون شب بخیر به تو نخوابیدم و بدون صبح بخیر به تو روزم را شروع نكردم
به امید اینكه تو بیایی
و حالابعد از یك سال آومدی ولی نه با لبخند
با قلبی آزده از عشق دیگری
در حالی كه منو فراموش كردی و ترك اونو مرگ تلقی می كنی
كاش میمردم و هیچ وقت اون حرفها رو نمیشنیدم
چطورانقدرخونسرد به حرفهات گوش دادم
چطور تورا برای با او بودن تشویق كردم
در حالی كه دنیا روی سرم خراب شده بود
شبهایی كه من برای تو اشك می ریختم تو برای كی اشك می ریختی
شبهای كه من تو را صدا می زدم تو كی را صدا می زدی
منی كه هر نفسم به شوق دیدار تو بود
قلب تو به شوق دیدار كدامین گناه می تپید
مگه توهمیشه به من نمی گفتی آرامش من تویی ؟
و حالا خیره در چشای من می گی آرامشی كه با اون داری هیچ جا نداشتی؟
وای به من
فقط یك چیز دیگه ازت می خوام این یك سالی رو به امید اومدن تو هدر كردم و بهم بر گردون
می دونی از چی می ترسم ؟
از اینكه این یك سال بشه 10 سال
چون هر كاری می كنم از دلم نمی ری
چون من عاشقت بودم
چون هنوزم عاشقتم
هنوزم.......................
.......................
.......................
......................
......................
نفس می كشم به امید اینكه تو بیایی


پیوست :از فرزانه عزیزم بابت پست و کامنتایی که گذاشته بود و از همه دوستایی که پیام دادن و تبریک گفتن  تشکر می کنم بهترین ها رو برای تک تک شون آرزو دارم دیگه اینکه سال خوبی رو داشته باشید .شاد  باشید

شاید آن روز که سهراب نوشت :
 تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبری  از دل پر درد  یاس نداشت
باید اینگونه نوشت هر گلی هم  باشی
چه  شقایق چه گل  پیچک و یاس
زندگی اجبار است


+ تاريخ یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 13:34 نويسنده لیلی بانو |