|
مرا دوست بدار اندکی ولی طولانی، ویکتورهوگو |
|
|
می ترسم از جدایی ها بس که می ترسم از جدایی ها می گریزم ز آشنایی ها دلی از سنگ خاره خواهم ساخت تا نرنجد ز بی وفایی ها آرزو را به سینه خواهم کشت تا نکوشد به خود نمایی ها عشق اگر نور دلکش سحر است دل نبندم به روشنایی ها چه فریبنده بود و دیده نواز سحر چشمش به دلربایی ها دیدی ای دل زپا در افتادی بعد از آن بال و پر گشایی ها " میمنت ذوالقدر"
پی نوشت :
+
تاريخ دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 19:23 نويسنده سایبان آرامش
|
|